سردار شهید عباس داورزنی

سردار شهید عباس داورزنی سال ۱۳۴۰ در تهران پا به عرصه ی وجود نهاد. او که در خانواده ای مذهبی و تحت تعالیم پدربزرگ روحانی اش رشد و نمو پیدا کرد با نماز و اذان و مسجد انس گرفت و حضور فعالی در مراسم و برنامه های مذهبی داشت .عباس داورزنی02

عباس ، مقطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را همواره به عنوان شاگرد ممتاز گذراند و در همین دوران عضو انجمن اسلامی اباذر تهران شد و در کنار فعالیتهای درسی به یادگیری و حفظ سوره های مبارک قرآن کریم پرداخت و از قاریان به نام این کتاب آسمانی شد . او گرچه کم سن و سال بود اما در مجالس عزاداری ائمه اطهار علیهم السلام مصیبت خوانی می کرد و یکی از برگزارکنندگان این سوگواری ها بود .
شهید عباس داورزنی با ورود به دوره ی دبیرستان وارد هنگ تکاوری نوجوانان ارتش شد و ضمن فراگیری آموزش های سخت نظامی ، به کسب علوم اسلامی نیز پرداخت .
خانواده و همرزمان شهید داورزنی هنوز نمازهای نیمه شب او را به یاد دارند که با چه سوز و گدازی از درگاه خالقش طلب آمرزش و مغفرت می کرد ، عباس روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه می گرفت تا با لب تشنه به دیدار معبود بشتابد .
با اوج گیری مبارزات مردمی علیه رژیم طاغوت ، تاب ماندن در نظام ظالمانه پهلوی را نداشت و با فرار از ارتش به جمع مبارزین انقلابی پیوست و در تهیه و تکثیر اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی معمار کبیر انقلاب به فعالیت پرداخت و به خاطر فعالیتهای انقلابی بارها مورد تعقیب نیروهای امنیتی ساواک قرار گرفت و یک بار در حال پخش اعلامیه دستگیر و درهنگام انتقال به بازداشتگاه موفق به فرار شد .
این جوان انقلابی در سخنرانی¬هایش برای جوانان که در مسجد جامع قرچک برگزار می¬شد ، فساد دستگاه جور طاغوت را افشا و آنان را تشویق به برپایی راهپیمایی و پخش اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام خمینی(ره) می کرد .
پس از پیروزی انقلاب ، شهید عباس داورزنی به عضویت کمیته انقلاب اسلامی درآمد و آموزش نظامی و عقیدتی نیروهای این نهاد انقلابی را برعهده گرفت و با تشکیل سپاه پاسداران او لباس سبز پاسداری را به تن کرد و جزو اولین نفراتی بود که وارد سپاه شد .
با شروع شرارتهای حزب منطقه دموکرات در کردستان و پاوه ، شهید عباس داورزنی به همراه همرزمانش سردار شهیداصغر وصالی و شهیدعزیز مرادی و جمعی از پاسداران جان برکف عازم منطقه شدند وحماسه ی نبرد قهرمانانه آنها با عنوان دستمال سرخ ها با گروه های ضدانقلاب برای همیشه در تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شد .

شهید عباس داورزنی در جریان عملیات پاوه از ناحیه پا و شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به خاطر شدت ضعف ناشی از خونریزی مجروحیت بیهوش می شود و وقتی به هوش می آید متوجه می شود که ضدانقلاب دست و پایش را با زنجیر بسته اند و در زیر آفتاب داغ و بر روی سنگ ها رهایش کردند .
با دیدن چند مرد مسلح از آنها طلب آب می کند و یکی از آنها ضمن فحاشی و ناسزاگویی به او ، سنگی را محکم بر سرش می کوبد و به خیال آنکه او را به شهادت رسانده اند رهایش می کنند اما عباس به طور معجزه آسایی توسط خانواده¬ای که در آن حوالی زندگی می کردند نجات پیدا می کند .
خبرشهادت عباس داورزنی درمطبوعات و رادیو تلویزیون اعلام شده بود و خانواده و بستگان نیز برای مراسم تشییع جنازه اش آماده شده بودند که خبر آوردند عباس زنده است و چون مسئولین جمع آوری پیکر شهدا نام عباس داورزنی را بر روی کاغذی در جیب شهید عباس علینقیان یافته بودند به خاطر تشابه اسمی؛ آن شهید بزرگوار را به نام عباس داورزنی معرفی کرده بودند .
سرانجام سردار شهید عباس داورزنی که تاب ماندن در این دیار فانی را نداشت ۲۲ دی ماه ۱۳۵۹ در عملیات تنگه حاجیان واقع در گیلان غرب همراه با شهید رضا مرادی دوست و همرزم همیشگی اش به فیض شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در قطعه ی ۲۴ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) آرام گرفت .
در مراسم تدفین این ستاره ی عشق ، مادر بزرگوارش خدا را به شهادت گرفت و گفت : خدایا راضیم به رضای تو ، برای سلامتی امام یک فرزندم که قابلی ندارد ، پنج پسر دیگر هم دارم که آنها هم باید بروند وگرنه شیرم را حلالشان نمی کنم !
سردار شهید عباس داورزنی پنج ماه قبل از شهادتش با تقدیم نامه ای به دایره ی حقوقی سپاه از آنها درخواست می کند که اضافه حقوقش راکسر نمایند.


شهیدعباس داورزنی03سردار شهید عباس داورزنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کدامنیتی را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.