پهلوان باشتینی اولین رهبر سربداران

نگاهی به زندگی و قیام

پهلوان عبدالرزاق باشتینی اولین رهبر سیاسی و مذهبی سربداران

پهلوان عبدالرزاق باشتینی اولین رهبر سیاسی و مذهبی سربداران

نهضت ملی – مذهبی سربداران خراسان که به تشکیل اولین حکومت شیعه دوازده امامی ایران به پایتختی سبزوار منجر شد ، جنبشی مردمی بود که توسط دو گروه از رهبران مذهبی و رهبران سیاسی و نظامی اداره شد و به مدت نیم قرن دوام یافت.
این نهضت از دو نوع رهبری برخوردار بود که یک شکل آن رهبری دینی و مذهبی و شکل دیگرش در رهبری سیاسی و نظامی نمود می یافت.

 اولین رهبر مذهبی سربداران شیخ خلیفه مازندرانی بود که از خطه شیعه پرور مازندران (طبرستان) راهی دارالمومنین سبزوار شد تا با کمک ایمان و رشادت مردم مبارز و حق جوی ولایت بیهق علیه بیداد مغولان ایستادگی کند.
بعد از او شیخ حسن جوری که در روستایی در خراسان متولد شده بود و از دوران کودکی و جوانی او تا هنگامی که به سبزوار مهاجرت کرد ، در منابع دست اول تاریخی اطلاعات خاصی وجود ندارد، رهبری مذهبی نهضت سربداران را بر عهده گرفت.
در میان رهبران سیاسی و نظامی سربداران نیز می توان به پهلوان عبدالرزاق باشتینی ، پهلوان حیدر قصاب ، خواجه ظهیر کرابی ، وجیه الدین مسعود و … اشاره کرد که اکثرا اهل فتوت و از جوانمردان دوران خود بودند و به امیران سربداران معروف شدند.

پهلوان عبدالرزاق باشتینی اولین و یکی از مشهورترین امیران سیاسی و نظامی سربداران است که از متن مردم برخاست و با دلاوری های او شورش مردمی باشتینیان و سبزواریان به نتیجه مطلوب رسید.
لازم به ذکر است که منابع تاریخی برای پهلوان عبدالرزاق باشتینی درکنار روحیات جوانمردی و غیرتمندی ، مقادیری از روحیه عشرت طلبی و خوش گذرانی و در عین حال بی باکی و سرکشی را نیز ذکر کرده اند به طوری که در ابتدای جوانی وقتی که برای مدتی به خدمت در دربار ایلخانان مغول وارد شد ، هنگام ستاندن خراج و مالیات برخی ولایات ، عواید به دست آمده را به خان مغول تحویل ندهد و مورد خشم و تعقیب مغولان قرار گیرد.
همان جا بود که روحیه بی باک و جسورش او را به یاغی شدن در مقابل ظلم و زور پادشاهان مغول دعوت کرد . این روحیه بی باکی و سرکشی عبدالرزاق سرانجام در هنگام به خطر افتادن وطن و ناموس در مقابل زیاده خواهی های بیگانگان متجاوز ، وی را بر آن داشت که با شجاعت تمام در مقابل ظلم ایلخانان مغول ایستادگی کند و به یاری مردم دردکشیده شهر و دیار خود برود و رشادت را به حدی برساند که در جایگاه اولین رهبر سیاسی و نظامی قیام سربداران قرار گیرد.

در ادامه این مطلب شخصیت پهلوان عبدالرزاق باشتینی و چگونگی قرارگرفتن وی در جایگاه اولین امیر نهضت سربداران ، با استناد به یک پژوهش معتبر انجام گرفته ، با جزئیات بیتشری معرفی می شود :

عبدالرزاق باشتینی و نقش وی [در سربداران]

در باشتین مرد محتشمی بود به نام شهاب الدین فضل الله که سمت کدخدایی ده را داشت و صاحب مال و منال و نسبش به روایتی به امام حسین می رسید و از سوی مادر هم به یحیی بن خالد برمکی ، و او را پنج پسر بود به نام امیر امین الدین ، امیر عبدالرزاق ، امیر وجیه الدین ، امیر نصرالله ، امیر شمس الدین .
امین الدین با برادرش در دربار ابوسعید ایلخان بود و پهلوانی نامدار به نام علی خوافی که ابومسلم کنیت داشت در سرای سلطان بود.
ابوسعید به کشتی گیران عنایتی داشت . روزی گفت آیا در قلمرو من کسی است که یارای مقابله با ابومسلم را نماید ؟ امین الدین گفت مرا برادری است عبدالرزاق نام که او با پهلوان مسلم مقابلت تواند کرد . پس ابوسعید رسولی در پی عبدالرزاق به سلطانیه درآمد کمانی از طاق بازار آویزان کرده بودند وصره ای در کنار کمان ، کیفیت حال پرسید ، مردم در جواب گفتند این کمان را پهلوانی آویخته و سفارش نموده که هرکس آن کمان را تواند کشید صره از آن او بود .عبدالرزاق با زورمندی هر چه بیشتر آن کمان را بکشید و قدرت خویش نشان داد.
ابوسعید ، چون آوازه پهلوان عبدالرزاق بشنید وی را به سرای خواست و تقاضا کرد که با ابومسلم مقابلت کند. درمیدانکشتی ، عبدالرزاق بر مسلم پیروزی یافت و از آن روز ، آوازه عبدالرزاق همه جا را بگرفت.
گویند ابوسعید را از عبدالرزاق سخت خوش آمد و وی را از ملازمان خویش ساخت و پس از مدتی او را جهت تحصیل مالیات روانه کرمان کرد. ابوسعید ایلخان به وی گفت که از ۱۲۰ هزار دینار مالیات و خراج کرمان را ۲۰ هزار دینار از آن خود بردارد و دو تتمه آن را به خزانه تسلیم نماید.
گویند عبدالرزاق ، خراج جمع آوری شده را به جای تسلیم به سلطانیه صرف عیش و عشرت نمود و به اندک فرصتی حتی تمام وجوه را برانداخت و تلف کرد و عبدالرزاق بر این اندیشه بود که جواب بازخواست دیوان را چگونه بازدهد و در صدد بود که املاک مختصر پدری را بفروشد و مال دیوان را پس دهد. وقتی خبر مرگ ابوسعید همه جا را درگرفت سخت شادمان شد و راهی باشتین گردید.
هنگامی که عبدالرزاق باشتینی سوی ده می رفت دید که مأمورین خواجه علاءالدین هندو ، دو نفر از روستائیان به نام های حسین حمزه و حسن حمزه را به جهت کشتن ایلچیان که شاهد و شراب طلبیده بودند به قتل آمده بود ، با خود می بردند ، عبدالرزاق با مأمورین مصادف شد و از ایلچیان علت بردن روستائیان را پرسید ، ایلچی گفت خواجه علاءالدین هندودستور جلب این دو روستایی را داده است.
عبدالرزاق گفت از قول من به خواجه وزیر بگویید که ایلچیان فضیحت کردند و به سزای عمل خویش رسیدند. ایلچیان چون خبر به خواجه بردند سخت در خشم شد و صد نفر سپاهی مسلح فرستاد تا آن دو روستایی را به حضور آورند . مأمورین جهت جلب روستائیان به پهلوان عبدالرزاق مراجعت کردند ، عبدالرزاق از قریه بیرون شد و با سپاهیان به نبرد پرداخت و ایلچیان فرار کرده از ده خارج شدند.
روایت دولتشاه در تذکره الشعرا و روایت عبدالرزاق سمرقندی در مطلع السعدین با روایت میرخواند در روضه الصفا و خواندمیر در حبیب اسیر فرق دارد.
به روایت سمرقندی ، شخصی غیر از عبدالرزاق باشتینی کدخدای باشتین بود که به دست عبدالرزاق به قتل آمد.
عین روایت سمرقندی چنین است :
«امیرعبدالرزاق از اکابر ولایت بیهق بود در قریه باشتین که اکثر آنجا مرید شیخ حسن بودند او را با عاملی که رئیس بود نزاع شد ، رئیس به قتل آمد. امیرعبدالرزاق به فرط تهور و فتنه انگیزی ممتاز بود و به وفور تهتک و خون ریزی مستثنی . با اصحاب خود مشورت کرد چون اختیاز از دست رفته بود اتفاق کردند اختیار خود از دست ندهند.»
روایت دولتشاه هم به نحوی دیگر است ، وی می نویسد : «در راه خبر وفات ابوسعید خان بدو [عبدالرزاق]رسید ، خرم شد و پنهانی به دیه باشتین درآمد و اقربا را دریافت و آنچه شنیده بود بازگفت . اتباع و اقربای او گله کردند که خواهر زاده خواجه علاءالدین محمد فریومدی آمده و چندروز است که در این ده بیدادی و جور می کند و از ما شراب و شاهد می طلبد . عبدالرزاق گفت دنیا به هم آمده است در چنین حالی عار و ننگ روستایی بچه چرا باید کشید و هم در آن شب به سر خواهر زاده محمد وزیر رفتند و او را دستگیر ساختند و به قتل رسانیدند.»
بدین سان ، عبدالرزاق باشتینی سوی سبزوار روان شد و آن شهر را از دست عمال خواجه علاءالدین محمد بگرفت و بر شهر مسلط گردید.
منبع : روحانی ، سیدکاظم ، کیهان اندیشه ، آذر و دی ۱۳۶۸ ، شماره ۲۷ ، (از صفحه ۹۰ تا ۱۰۸)

منبع اینترنتی(کلیک کنید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کدامنیتی را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.