زندگینامه شهید علی اصغر سویزی

 نام پدر: فتح الله/ تاریخ تولد:  1352/محل تولد:شهرستان داورزن/ روستا: سویز/عضویت: بسیج/تاریخ شهادت:۱۳۶۴/۱۱/۱۵ : محل شهادت:اروندرود/نام عملیات: والفجر ۸//تحصیلات:دوم راهنمایی/عضویت  : بسیج دانش آموزی

           شهید علی اصغر سویزی در سال ۱۳۵۲ در خانواده ای کشاورز، مذهبی و متدین  در داورزن چشم به جهان گشود. حسن خلق و تربیت نیکوی والدینش از او کودکی مهربان، خوش سیما و خوش اخلاق ساخته بود. همیشه با دیگران شاد و با خوشرویی رفتار می کرد و نمازهایش را سر وقت و بیشتر با جماعت می خواند.

علی اصغر تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را تا کلاس دوم راهنمائی در روستا و زادگاهش گذراند و در بسیج روستا نیز فعالیت داشت و در بیرون از بسیج هر کاری که از دستش بر می آمد برای رشد انقلاب انجام می داد.

او به آموختن قرآن توجه بسیار داشت، از منکرات و غیبت اجتناب می کرد و دیگران را از کارهای ناشایست باز می داشت و بسیار کم حرف ولی با شعور و خوش فکر بود. روزی که می خواست به جبهه اعزام شود، شادی خاصی در سیمایش مشاهده می شد. تا پیش از آن، دو- سه بار برای  اعزام به جبهه اقدام کرده بود، اما به دلیل کمی سن موفق نمی شد. در سبزوار گفته بود پدرم شناسنامه ام را کم گرفته و من متولد۱۳۴۸ هستم تا به این طریق او را پذیرش کرده و با اعزامش موافقت شد.

به اعتقاد همرزمان و همسفرانش، هر چه به طرف جبهه می رفت چهره اش شادتر و شاداب تر می شد. در جبهه با این که می دانست و خود می گفت من شهید می شوم، ولی در عین حال در کلاس های قرآن و سایر کلاس های جبهه شرکت می کرد چون  معتقد بود انسان، دانا از این دنیا برود بهتراست.  می گفت انسان روزی می میرد، چه بهتر که حسین وار از این دنیا برود. معتقد بود مرگ در بستر ارزش ندارد، مرگ با ارزش آن است که در سنگر بمیری. تنها ترسش این بود که مبادا دوستان از او ناراضی باشند. همیشه برای دوستانش دعا می کرد.  به نماز غفیله و نماز شب اهمیت می داد، به طوری که هرگز آن را ترک نمی کرد.

دو شب به آغازعملیات، گفته بود: من شهید می شوم و حقیقتا هر انسانی او را می دید، با خود می گفت این جوان، جوان سعادتمندی است و لیاقت شهادت دارد. به شهادت دوستان و همرزمانش هر چه ایشان به لحظه های عملیات نزدیکتر می شد شادتر و شجاعتر عمل می کرد و هرگز از دشمن ترس و هراسی نداشت.

سرانجام در عملیات والفجر۸ بود که علی اصغر سویزی مزد و پاداش تقوا و اخلاص و جهادش را از خدایش دریافت نمود و در پانزدهم بهمن سال ۱۳۶۴ در آبهای اروندرود سوار بر قایق شهد گوارای شهادت نوشید و آسمانی  و ملکوتی شد.

 اکنون پیکر مطهرش  سالهاست که در گلزار شهدای سویز آرام گرفته است تا آرامش بخش دیگران باشد.

« یادش گرامی  و روانش همواره شاد باد.»

برگرفته از کتاب لاله‌های دیار داورزن نوشته غلامرضا ذاکری

استفاده از مطالب سایت باذکر منبع و نام سایت بلامانع است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *